تبليغاتX
غافر
بسم الله الرحمن الرحیم

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
غافر



 
بسم الله الرحمن الرحیم
------------------------------
ليلة الرغائب چگونه شبي است؟

"رجب"، ماه خداست؛ ماه پر بركتي است كه اعمال بسياري براي آن ذكر شده است. پيامبراكرم صلوات الله عليه فرمود: هر كس يك روز از ماه رجب را روزه بگيرد، مستوجب خشنودي خدا مي شود و غضب الهي از او دور مي گردد و دري از درهاي جهنم بر روي او بسته مي شود. اعمال ماه هاي رجب و شعبان، جهت آماده ساختن روح براي شركت در ميهماني ماه مبارك رمضان مي باشد. براي درك عظمت ماه رمضان بايد از قبل خود را آماده نمائيم.

پيامبراكرم(ص) فرمود: ماه رجب، ماه استغفار امت من است. پس در اين ماه بسيار طلب آمرزش كنيد كه خدا آمرزنده و مهربان است.

اولين شب جمعه ماه رجب را ليلة الرغائب نامند. در اين شب ملائك بر زمين نزول مي كنند. براي اين شب عملي از رسول خدا صلي الله عليه و آله ذكر شده است كه فضيلت بسياري دارد و بدين قرار است:

روز پنج شنبه اول آن ماه - در صورت امكان و بلا مانع بودن- روزه گرفته شود. چون شب جمعه شدما بين نماز مغرب و عشاءدوازده ركعت نماز اقامه شود كه هر دو ركعت به يك سلام ختم مي شود و درهر ركعت يك مرتبهسوره حمد، سه مرتبهسوره قدر، دوازده مرتبهسوره توحيد خوانده شود. و چون دوازده ركعت به اتمام رسيد،هفتاد بار ذكر" اللهم صل علي محمد النبي الامي و علي آله" گفته شود. پس از آن در سجدههفتاد بار ذكر" سبوح قدوس رب الملائكة والروح" گفته شود. پس از سر برداشتن از سجده، هفتاد بار ذكر" رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انك انت العلي الاعظم" گفته شود. در اينجا مي توان حاجت خود را از خداي متعال درخواست نمود. ان شاء الله به استجابت مي رسد.

پيامبراكرم صلوات الله عليه در فضيلت اين نماز مي فرمايد: كسي كه اين نماز را بخواند، شب اول قبرش خداي متعال ثواب اين نماز را با زيباترين صورت و با روي گشاده و درخشان و با زبان فصيح به سويش مي فرستد. پس او به آن فرد مي گويد: اي حبيب من، بشارت بر تو باد كه از هر شدت و سختي نجات يافتي. ميّت مي پرسد تو كيستي؟ به خدا سوگند كه من صورتي زيباتر از تو نديده ام و كلامي شيرين تر از كلام تو نشنيده ام و بويي، بهتر از بوي تو نبوئيده ام. آن زيباروي پاسخ مي دهد: من ثواب آن نمازي هستم كه در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جا آوردي. امشب به نزد تو آمده ام تا حق تو را ادا كنم و مونس تنهايي تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دميده شود و قيامت بر پا شود، من سايه بر سر تو خواهم افكند.
اميد آن است كه در پايان اين نماز با فضيلت، محتاجان به دعا را فراموش نكنيد و ما را نيز از دعاي خير خود محروم ننماييد.

-------------
التماس دعا
غافر . . .
نوشته شده توسط مرصاد در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 و ساعت 11:7 قبل از ظهر |
بسم الله الرحمن الرحیم

---------------------------

اعمال ماه مبارک رجب

دعا و نیایش

فضيلت و اعمال ماه مبارك رجب

ماه رجب و ماه شعبان و ماه رمضان شرافت زیادی دارند و در فضیلت آنها روايات بسياری وارد شده است. از حضرت رسول صلى الله عليه و آله روايت شده كه: ماه رجب ماه بزرگ خدا است و ماهى در حرمت و فضيلت به آن نمى‏رسد و جنگیدن با كافران در اين ماه حرام است و رجب ماه خدا است و شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه امت من است كسى كه يك روز از ماه رجب را روزه دارد موجب خشنودى خدای بزرگ می‌گردد و غضب الهى از او دور گردد و درى از درهاى جهنم بر روى او بسته گردد.

از حضرت موسى بن جعفر عليهماالسلام روایت است كه: هر كس يك روز از ماه رجب را روزه بگیرد، آتش جهنم يك سال، از او دور شود و هر كس سه روز از آن را روزه دارد بهشت او را واجب گردد.

و همچنین فرمود كه: رجب نام نهرى است در بهشت از شير سفيدتر و از عسل شيرين‏تر. هر كس يك روز از رجب را روزه بگیرد البته از آن نهر بياشامد.

از حضرت صادق عليه السلام روایت است كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود كه: ماه رجب ماه استغفار امت من است پس در اين ماه بسيار طلب آمرزش كنيد كه خدا آمرزنده و مهربان است و رجب را "أصب" مى‏گويند زيرا كه رحمت خدا در اين ماه بر امت من بسيار ريخته مى‏شود پس بسيار بگوئيد: «أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ».

و ابن بابويه به سند معتبر از سالم روايت كرده است كه گفت: رفتم به خدمت حضرت صادق عليه السلام در اواخر ماه رجب كه چند روز از آن مانده بود چون نظر مبارك آن حضرت بر من افتاد فرمود كه آيا در اين ماه روزه گرفته‏اى؟ گفتم نه والله اى فرزند رسول خدا. فرمود كه آنقدر ثواب از تو فوت شده است كه قدر آن را به غير خدا كسى نمى‏داند به درستى كه اين ماهى است كه خدا آن را بر ماه‌هاى ديگر فضيلت داده و حرمت آن را عظيم نموده و براى روزه داشتن آن گرامى داشتن را بر خود واجب گردانيده است.

پس گفتم يابن رسول الله اگر در باقيمانده اين ماه روزه بدارم آيا به بعضى از ثواب روزه‏داران آن نائل مى‏گردم؟ فرمود: اى سالم هر كه يك روز از آخر اين ماه را روزه بدارد خدا او را ايمن گرداند از شدت سكرات مرگ و از هول بعد از مرگ و از عذاب قبر و هر كه دو روز از آخر اين ماه روزه دارد بر صراط به آسانى بگذرد و هر كه سه روز از آخر اين ماه را روزه دارد ايمن گردد از ترس بزرگ روز قيامت و از شدت‌ها و هول‌هاى آن روز و برات بيزارى از آتش جهنم به او عطا كنند. و بدان كه از براى روزه ماه رجب فضيلت بسيار وارد شده است و روايت شده كه اگر شخصی قادر بر آن نباشد هر روز صد مرتبه اين تسبيحات را بخواند تا ثواب روزه آن را دريابد: سُبْحَانَ الْإِلَهِ الْجَلِيلِ سُبْحَانَ مَنْ لا يَنْبَغِى التَّسْبِيحُ إِلا لَهُ سُبْحَانَ الْأَعَزِّ الْأَكْرَمِ سُبْحَانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزََّ وَ هُوَ لَهُ أَهْلٌ .

دعا و نیایش

اعمال مشترك ماه مبارک رجب

اینها اعمالی است كه انجام دادن آنها متعلق به همه ماه است و اختصاصى به روز معينی ندارد و آن چند مورد است :

1- در تمام ايام ماه رجب دعای ذیل را که روایت شده امام زین العابدین علیه السلام در حجر در غره خواندند، خوانده شود:

"يَا مَنْ يَمْلِكُ حَوَائِجَ السَّائِلِينَ وَ يَعْلَمُ ضَمِيرَ الصَّامِتِينَ لِكُلِّ مَسْأَلَةٍ مِنْكَ سَمْعٌ حَاضِرٌ وَ جَوَابٌ عَتِيدٌ اللَّهُمَّ وَ مَوَاعِيدُكَ الصَّادِقَةُ وَ أَيَادِيكَ الْفَاضِلَةُ وَ رَحْمَتُكَ الْوَاسِعَةُ فَأَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّىَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَقْضِىَ حَوَائِجِى لِلدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَىْ‏ءٍ قَدِيرٌ ."

2- دعایی را كه از حضرت صادق عليه السلام روایت شده، خوانده شود:

«خَابَ الْوَافِدُونَ عَلَى غَيْرِكَ وَ خَسِرَ الْمُتَعَرِّضُونَ إِلا لَكَ وَ ضَاعَ الْمُلِمُّونَ إِلا بِكَ وَ أَجْدَبَ الْمُنْتَجِعُونَ إِلا مَنِ انْتَجَعَ فَضْلَكَ بَابُكَ مَفْتُوحٌ لِلرَّاغِبِينَ وَ خَيْرُكَ مَبْذُولٌ لِلطَّالِبِينَ وَ فَضْلُكَ مُبَاحٌ لِلسَّائِلِينَ وَ نَيْلُكَ مُتَاحٌ لِلْآمِلِينَ وَ رِزْقُكَ مَبْسُوطٌ لِمَنْ عَصَاكَ وَ حِلْمُكَ مُعْتَرِضٌ لِمَنْ نَاوَاكَ عَادَتُكَ الْإِحْسَانُ إِلَى الْمُسِيئِينَ وَ سَبِيلُكَ الْإِبْقَاءُ عَلَى الْمُعْتَدِينَ اللَّهُمَّ فَاهْدِنِى هُدَى الْمُهْتَدِينَ وَ ارْزُقْنِى اجْتِهَادَ الْمُجْتَهِدِينَ وَلا تَجْعَلْنِى مِنَ الْغَافِلِينَ الْمُبْعَدِينَ وَ اغْفِرْ لِى يَوْمَ الدِّينِ .»

3- از حضرت صادق عليه السلام روايت شده كه در ماه رجب این خوانده شود:

«اللَّهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ صَبْرَ الشَّاكِرِينَ لَكَ وَ عَمَلَ الْخَائِفِينَ مِنْكَ وَ يَقِينَ الْعَابِدِينَ لَكَ اللَّهُمَّ أَنْتَ الْعَلِىُّ الْعَظِيمُ وَ أَنَا عَبْدُكَ الْبَائِسُ الْفَقِيرُ أَنْتَ الْغَنِىُّ الْحَمِيدُ وَ أَنَا الْعَبْدُ الذَّلِيلُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ امْنُنْ بِغِنَاكَ عَلَى فَقْرِى وَ بِحِلْمِكَ عَلَى جَهْلِى وَ بِقُوَّتِكَ عَلَى ضَعْفِى يَا قَوِىُّ يَا عَزِيزُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الْأَوْصِيَاءِ الْمَرْضِيِّينَ وَ اكْفِنِى مَا أَهَمَّنِى مِنْ أَمْرِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.»

قابل توجه است که ادعیه دیگری نیز برای این ماه عزیز ذکر شده است که می‌توانید به مفاتیح الجنان مبحث اعمال ماه رجب رجوع نمایید .

4- از حضرت رسول اکرم صلى الله عليه و آله روايت شده كه: هر كس در ماه رجب صد مرتبه بگويد: «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِى لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ» و آن را به صدقه ختم فرمايد حق تعالى براى او به رحمت و مغفرت و كسى كه چهار صد مرتبه بگويد بنويسد براى او اجر صد شهيد عطا فرماید.

5- از نبی مکرم اسلام روایت است: كسى كه در ماه رجب هزار مرتبه "لا إِلَهَ إِلا اللهُ" بگوید خداوند عز و جل براى او صد هزار حسنه عطا کند و براى او صد شهر در بهشت بنا فرمايد .

6- روايت است كسى كه در رجب در صبح هفتاد مرتبه و در شب نيز هفتاد مرتبه بگويد "أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ" و پس از اتمام ذکر، دست‌ها را بلند كند و بگويد: "اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِى وَ تُبْ عَلَىَّ" اگر در ماه رجب بميرد خدا از او راضى باشد و به بركت ماه رجب، آتش او را مس نكند .

7- در کل اين ماه هزار مرتبه ذکر: أَسْتَغْفِرُ اللهَ ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ مِنْ جَمِيعِ الذُّنُوبِ وَ الْآثَامِ " گفته شود؛ تا خداوند رحمان او را بيامرزد .

8- سيد بن طاووس در اقبال از حضرت رسول اکرم صلى الله عليه و آله فضيلت بسياری براى خواندن سوره قل هو الله أحد نقل کرده است که ده هزار مرتبه يا هزار مرتبه يا صد مرتبه در این ماه تلاوت شود. و نيز روايت كرده كه هر كس در روز جمعه ماه رجب صد مرتبه سوره قل هو الله أحد را بخواند براى او در قيامت نورى شود كه او را به بهشت بكشاند .

9- سيد بن طاووس از حضرت رسول صلى الله عليه و آله روايت كرده كه: هر كس در روز جمعه ماه رجب، مابين نماز ظهر و عصر، چهار ركعت نماز بگزارد و در هر ركعت حمد يك مرتبه و آية الكرسى هفت مرتبه و قل هو الله أحد پنج مرتبه بخواند، و  سپس ده مرتبه بگويد: «أَسْتَغْفِرُ اللهَ الَّذِى لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ» حق تعالى براى او از روزى كه اين نماز را گزارده تا روزى كه بميرد هر روزى هزار حسنه به او عطا فرمايد، و او را به هر آيه‌ای كه خوانده شهرى در بهشت از ياقوت سرخ و به هر حرفى قصرى در بهشت از دُرّ سفيد دهد و تزويج فرمايد او را حورالعين و از او راضى شود .

10- سه روز از اين ماه را كه پنجشنبه و جمعه و شنبه باشد روزه گرفته شود. زيرا كه روايت شده هر كس در يكى از ماه‌هاى حرام، اين سه روز را روزه بدارد حق تعالى براى او ثواب نهصد سال عبادت بنويسد.

11- از حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله روایت است كه: هر كس در يك شب از شب‌هاى ماه رجب ده ركعت نماز به این نحو که در هر ركعت حمد و قل يا ايها الكافرون يك مرتبه و توحيد سه مرتبه بخواند، خداوند گناهان او را می‌آمرزد.

 

هلال ماه

اعمال شب و روز اول ماه رجب

شب اول

این شب، شب شريفى است و در آن چند عمل وارد شده است .

1- وقتی هلال ماه دیده شد فرد بگويد:

اللَّهُمَّ أَهِلَّهُ عَلَيْنَا بِالْأَمْنِ وَ الْإِيمَانِ وَ السَّلامَةِ وَ الْإِسْلامِ رَبِّى وَ رَبُّكَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ.

و از حضرت رسول صلى الله عليه و آله منقول است كه چون هلال رجب را مى‏ديد مى‏گفت: اللَّهُمَّ بَارِكْ لَنَا فِى رَجَبٍ وَ شَعْبَانَ وَ بَلِّغْنَا شَهْرَ رَمَضَانَ وَ أَعِنَّا عَلَى الصِّيَامِ وَ الْقِيَامِ وَ حِفْظِ اللِّسَانِ وَ غَضِّ الْبَصَرِ وَلا تَجْعَلْ حَظَّنَا مِنْهُ الْجُوعَ وَ الْعَطَشَ.

2- غسل.

حضرت رسول اکرم صلى الله عليه و آله فرموده‌اند: هر كس ماه رجب را درك كند و اول و وسط و آخر آن ماه را غسل نماید، از گناهان خود پاک می‌شود مانند روزى كه از مادر متولد شده است.

3- زيارت امام حسين عليه السلام .

4- بعد از نماز مغرب بيست ركعت، یعنی 10 نماز دو رکعتی نماز گزارده شود. تا خود، اهل، مال و اولادش محفوظ بماند و از عذاب قبر در پناه باشد.

5- بعد از نماز عشاء دو ركعت نماز گزارده شود بدین نحو:

در ركعت اول حمد و ألم نشرح يك مرتبه و توحيد سه مرتبه و در ركعت دوم حمد و ألم نشرح و توحيد و معوذتين خوانده شود و پس از سلام، سى مرتبه لا إِلَهَ إِلا اللهُ بگويد و سى مرتبه صلوات بفرستد تا حق تعالى گناهان او را بيامرزد مانند روزى كه از مادر متولد شده است.

 

روز اول رجب

این روز، روز شريفى است و برای آن چند عمل ذکر شده است:

1- روزه .

روايت شده كه حضرت نوح عليه السلام در اين روز به كشتى سوار شد و به كسانى كه همراه او بودند امر فرمود روزه بگیرند که هر كس اين روز را روزه بگیرد، آتش جهنم يك سال از او دور شود .

2- غسل .

3- زيارت امام حسين عليه السلام.

از امام جعفر صادق عليه السلام كه روایت است که: هر كس امام حسين عليه السلام را در روز اول رجب زیارت کند، خداوند او را بيامرزد. البته قابل ذکر است که زیارت از راه دور هم مورد قبول است.

 

التماس دعا

منبع:

مفاتیح الجنان

 

نوشته شده توسط مرصاد در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386 و ساعت 1:54 بعد از ظهر |
بسم الله الرحمن الرحیم

-------------------------

الميزان را دو نفر نوشته‏اند!

علامه طباطبايي

كتاب جلوش باز است و او سرش را فرو كرده توى آن و ابروهايش را در هم كشيده. مطلب باريك و حساس است، اما نمى‏داند چرا حواسش يك دفعه مى‏رود پى جعبه‏اى كه پس‏اندازشان را آن جا مى‏گذارند. چند روز قبل، آن هم تمام شد؛ چون الان دو سه ماه است كه از تبريز پولى برايش نرسيده. مى‏گويند رضاخان هر جور سفر به عتبات يا تماس با آن جا را غدقن كرده. قلمش را مى‏گذارد و كتاب را مى‏بندد...

همسرش تودار است. چيزى نمى‏گويد، چون نمى‏خواهد او شرمنده شود. اما تا كى؟ او تا كى مى‏تواند اين طور سر كند؟ بدون پول، بدون اتاق گرم. زن و بچه چه گناهى دارند؟

در مى‏زدند. محكم مى‏زدند. از جايش بلند شد و رفت در را باز كرد. مرد قد بلندى پشت در بود كه موها و ريش حنايى رنگ داشت. گفت: «سلام عليكم» جواب داد: «عليكم السلام» او را نمى‏شناخت.

زن همان طور كه دوزانو نشسته بود، كمى آمد جلو و دست كشيد به كتاب. بعد به شوهرش نگاه كرد و گفت «آن همه زحمات شما بالاخره نتيجه داد.» صدايش مى‏لرزيد. گونه‏هايش گل انداخته بود. انگار كتاب خود او بود. و او سرش را بالا آورد، مكثى كرد و گفت «و آن همه زحمات شما».

مرد گفت: «من شاه حسين ولى هستم. خداى تبارك و تعالى مى‏فرمايد در اين هجده سال، كى تو را گرسنه گذاشتم كه درس و مطالعه را رها كردى و به فكر روزى افتادى؟ خدا حافظ شما » او ماتش برده بود. گفت: «خدا حافظ شما» و برگشت نشست سر كتابش.

همين كه نشست، احساس كرد سرش را همين الان از روى دستش برداشته. يعنى خواب ديده بود؟ اما خواب نبود. مرد به او چه گفت؟ گفت «شيخ حسين ولى» يا «شاه حسين ولى؟» دور سرش چيزى پيچيده بود، اما شبيه عمامه نبود. شاه هم نبود. به ظاهرش نمى‏خورد. پس كى بود؟ و چرا گفت در اين هجده سال؟ از كى و چى را حساب مى‏كرد؟ سن او كه الان بالاى سى سال است. از طلبه بودنش هم كه بيست و پنج سالى مى‏گذرد. نجف هم كه ده سال پيش آمده... عقلش به جايى قد نداد.

چند روز بعد، نامه‏اى از تبريز آمد. نوشته بودند اوضاع طورى است كه نمى‏شود پول فرستاد. نوشته بودند زمين‏ها كسى را مى‏خواهد كه بالاسرشان باشد و اين كه بهتر است برگردند و... چند اسكناس كه از لابلاى نامه افتاد جلو پايش آن قدر بود كه بتوانند قرضى را كه داشتند بدهند و تهش خرج برگشتنشان به تبريز هم بماند.

الان ده سال است كه به تبريز برگشته‏اند و او تمام اين ده سال را با خودش دست به يقه بوده. يك شكنجه درونى كه هميشه هست. وقتى دو تايى ـ او و همسرش ـ سوار اسب مى‏شوند و به دهات اطراف مى‏روند، هست. وقتى عبدالباقى ـ پسر بزرگش ـ را شكار مى‏برد و تيراندازى يادش مى‏دهد، هست. وقتى توى اتاق پنج درى كه آفتاب كفش پهن شده، مى‏نشيند و رساله‏هايش را مى‏نويسد، هم هست. امروز صبح چيزى ديد كه دلش بيشتر گرفت.

او وقتى نجف بود، عادت داشت بعد از نماز صبح برود بيرون شهر قدم بزند. بيشتر مى‏رفت قبرستان شهر. در تبريز همين كار را مى‏كرد. امروز وقتى داشت بين قبرها راه مى‏رفت، يكى از آنها توجهش را جلب كرد. از ظاهر قبر معلوم بود كه مال يك آدم حسابى است و وقتى سنگش را خواند، ديد بعد از كلى القاب و احترامات، نوشته «شاه حسين ولى». همان بود كه در نجف آمده بود دم در خانه. اما تاريخ فوتش سيصد سال پيش بود. نشست و نوك انگشت‏هايش را كشيد روى سنگ قبرش.

همسرش تودار است. چيزى نمى‏گويد، چون نمى‏خواهد او شرمنده شود. اما تا كى؟ او تا كى مى‏تواند اين طور سر كند؟ بدون پول، بدون اتاق گرم. زن و بچه چه گناهى دارند؟

گفت: «خيلى وقت است فهميده‏ام چرا گفته بودى در اين هجده سال... الان بيست و هشت سال شده كه اين لباس‏ها، اين عبا و عمامه تن من است. اما چه فايده؟ در اين ده سال همه چيز از دست رفت. اين سال‏ها باعث خسارت روحى من بوده‏اند.»

هر شب فكرش را جمع مى‏كند، حرف‏هايش را مرتب مى‏كند و منتظر مى‏ماند تا وقتى كه او آمد و آن چاى كم رنگ هميشگى را در سكوت برايش آورد، دستش را بگيرد، بنشاندش كنار اين كاغذها و رساله‏ها و بگويد من ديگر بى‏طاقت شده‏ام. جمع كنيم برويم. برويم قم يا هر جاى ديگر كه بشود بيشتر از اين‏ها درس خواند، درس داد، بحث كرد و نوشت.

اما هر بار كه او را مى‏ديد ديگر دلش نمى‏آمد چيزى بگويد. خانه‏شان بزرگ بود. اندرونى و بيرونى داشت. اسب و مهتر و نوكر و دده و لَله و باغ‏چه....به نظر مى‏آمد همه چيز خوب و خوش است، همه راضى‏اند. اما او راضى نيست و همسرش اين را مى‏ديد. توى راه‏رفتنش مى‏ديد، توى غذا خوردنش و نوشتنش و همه‏كارهايش.

دلش مى‏لرزيد. ديشب ديگر طاقت نياورد. بالاخره همه آنچه را كه بر دلش سنگينى مى‏كرد گفت و او نمى‏دانست كه چه بگويد. مى‏دانست، اما برايش سخت بود كه آن را به زبان بياورد اما بالاخره به حرف آمد. گفت «هر جا شما برويد ما هم مى‏آييم.»

براى اين كه آدم زنش و چهار تا بچه‏اش را كه آخريشان دو ساله بود، بردارد و برود قم، بدترين وقت بود. سر سال نو، آخرهاى اسفند بيست و چهار، و از يك سال قبل ته مانده‏ى روس‏ها فرقه‏اى درست كرده بودند به اسم دموكرات كه نفس مردم را گرفته بودند. وقتى از تبريز بيرون مى‏آمدند، يك گليم، يك قابلمه غذا، چند تا قاشق و بشقاب، و لباس‏هاى تنشان را داشتند. هيچ‏كس حق نداشت جز همين خرت و پرت‏ها، چيزى با خودش ببرد. بدترين وقت بود براى اين كه آدم...

سال تحويل شده بود كه رسيدند قم. چند روز اول را خانه‏ى يكى از اقوام گذراندند و بعد اتاقى اجاره كردند در كوچه‏ى يخچال. يك اتاق بيست مترى كه وسطش را پرده زده بودند كه بشود يك طرفش آشپزى كرد.

مرد گفت: «من شاه حسين ولى هستم. خداى تبارك و تعالى مى‏فرمايد در اين هجده سال، كى تو را گرسنه گذاشتم كه درس و مطالعه را رها كردى و به فكر روزى افتادى؟ خدا حافظ شما »

صاحب خانه هم همان جا زندگى مى‏كرد؛ ساختمان آن طرف حياط. يكى دو ماه اول خيلى سخت گذشت. آب قم شور بود، ميوه كم و گران و درخت‏ها از آن هم كمتر و همه مفلوك و خاك گرفته. براى آن‏ها كه از باغ و خرمى تبريز و بريز و بپاش آن خانه‏ى درندشت آمده بودند، كمى طول مى‏كشيد به اين چيزها عادت كنند.

الان هفت ـ هشت سال است كه به قم آمده‏اند. امروز وقتى آمد خانه، يك گنجشك توى جيب قبايش بود و يك كتاب هم زير بغلش. او مى‏دانست بچه گنجشك را از پسر بچه‏هاى توى كوچه خريده كه براى اينها تله مى‏گذارند و بعد نخ مى‏بندند به پايشان كه دنبال خودشان بكشند اين طرف و آن طرف. وقتى رفتند بالا توى اتاق تا خواست بساط ناهار را آماده كند، او صدايش كرد. كتاب سبز رنگ را گذاشت زمين و گفت «جلد اول تفسير است.»

زن همان طور كه دو زانو نشسته بود، كمى آمد جلو و دست كشيد به كتاب. بعد به شوهرش نگاه كرد و گفت «آن همه زحمات شما بالاخره نتيجه داد.» صدايش مى‏لرزيد. گونه‏هايش گل انداخته بود. انگار كتاب خود او بود. و او سرش را بالا آورد، مكثى كرد و گفت «و آن همه زحمات شما».*

-------------------------------

با تشکر از تبیان

التماس دعا

غافر . . .

نوشته شده توسط مرصاد در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 و ساعت 11:54 بعد از ظهر |
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام ، امروز بعد از 8 ماه و بیست و یک روز دوباره غافر رو باز کردم ، دلم برا همه چی تنگ شده بود .

نتایج کنکور که یکی دو هفته ی دیگه اعلام میشه ، پس 2 هفته میتونم با خیال راحت به وبلاگ برسم .

یا حسین

غافر . . . 

نوشته شده توسط مرصاد در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 و ساعت 11:46 بعد از ظهر |