تبليغاتX
غافر
بسم الله الرحمن الرحیم

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
غافر



 
بسم الله الرحمن الرحیم

-------------------------


حضرت مهدی علیه السلام (بقیه الله خیر . . .)


حضرت مهدي (عليه السلام) در قرآن : 

 

آيا نام حضرت مهدي (عليه السلام) در قرآن آمده است؟

قرآن کريم براي معرفي شخصيت هاي الهي گاهي نام آن ها را ذکر مي کند و گاهي ويژگي ها را يادآور مي شود، بدون ذکر نام آن ها.

همان گونه که از ميان صدو بيست و چهار هزار پيامبر الهي تنها نام حدود بيست و پنج نفر از آن ها در قرآن آمده، و نام ديگر پيامبران در قرآن نيامده است، و همان گونه که نام هيچ يک از امامان معصوم(عليهم السلام)در قرآن نيامده، نام مبارک امام زمان (عليه السلام) هم در قرآن نيامده است: از ميان چهارده معصوم تنها نام پيامبر «محمد (صلي الله عليه وآله وسلم)» چهار بار در قرآن آمده است، آل عمران / 144 ـ احزاب / 40 ـ محمد / 2 ـ فتح / 29.

اگر بنا بود نام امامي در قرآن بيايد، آمدن نام حضرت علي (عليه السلام) سزاوار بود. علت اصلي اين که خداوند سبحان در قرآن کريم نام امامان معصوم(عليهم السلام)را ذکر نکرده است، خودش بهتر مي داند، و شايد يکي از علت هاي آن جلوگيري از تحريف قرآن باشد. در عين حال که اسامي ائمه(عليهم السلام)در قرآن نيامده است، آيات فراواني در خصوص حضرت علي (عليه السلام)، امام زمان (عليه السلام) و ديگر ائمه وجود دارد، که اين آيات همراه با احاديثي که در تفسير و تبيين آن ها وارد شده است، شخصيت امامان معصوم(عليهم السلام)را معرفي مي کند، مانند آيات تبليغ سوره ي مائده، آيه 67. اکمال دين سوره ي مائده، آيه 3. ولايت سوره ي مائده، آيه 55. مباهله سوره ي آل عمران، آيه 61. تطهير سوره ي احزاب، آيه 33. سوره ي هل اتي و ...

تشکيل حکومت جهاني که بعد از ظهور امام زمان (عليه السلام) خواهد بود. در آيات قرآن مطرح شده است.

آياتي از سوره ي توبه از وصف گسترش اسلام در سطح جهان نويد مي دهد: «... هو الذي ارسل رسوله بالهدي و دين الحق ليظهر، علي الدين کله ولو کره المشرکون» سوره ي توبه، آيه 3 و سوره صف، آيه 9. مضمون اين آيه ـ که پيشگويي گسترش و همه جانبه ي اسلام در سطح جهان است، ـ هنوز تحقق نيافته است، و وعده ي الهي صدق است و من اصدق من الله حديثنا، نساء / 87. و اين در زمان حکومت جهاني حضرت مهدي (عليه السلام) تحقق خواهد يافت.

خداوند سبحان در آيه ي ديگري مي فرمايد: «ولقد کتبنا في الزبور من بعد الذکر ان الارض يرثها عبادي الصالحون»،انبياء / 105. ما پس از ذکر، در زبور نوشتيم که بندگان شايسته ي من وارث زمين خواهند بود.

وعده ي مندرج در اين آيه هم هنوز تحقق نيافته، و اين وعده اشاره به تشکيل حکومت جهاني حضرت مهدي (عليه السلام)است. آيات ديگري هم پيرامون حکومت جهاني امام زمان (عليه السلام) در قرآن هست، مانند آيه 55 / نور و آيه 5 / قصص.

آيا تنها ذکر نام مهدي (عليه السلام) دردي را دوا مي کند؟ آيا اگر نام حضرت در قرآن برده مي شد، امکان نداشت در طول تاريخ، شيادان و افراد شهرت طلب از آن سوء استفاده نکنند، يا افرادي روي غرض هاي خاص، وجود حضرت را انکار نمايند؟ تجربه ي تاريخي نشان داده است که اگر هم در قرآن صراحتاً نام حضرت برده مي شد، باز در طول تاريخ، شيادان و مدعيان دروغين مهدويت پيدا مي شدند و نام خود را امام زمان و مهدي موعود مي گذاشتند، تا از آب گل آلود ماهي بگيرند و از نام او و انتظار مردم استفاده ي نادرست کنند، مگر خدا نام پيامبر (صلي الله عليه وآله وسلم) را در انجيل نبرده است؟ ولي گروه هاي مغرض، از آن بهره برداري ناجوانمردانه کردند. بنابراين، مسأله ي مهم، بيان ويژگي هاي ديگر حضرت است تا افراد آگاه با شناخت آن ها، مهدي واقعي را از مدعيان دروغين مهدويت باز شناسند.

 


التماس دعا . . .

مرصاد.

 

نوشته شده توسط مرصاد در شنبه دوم شهریور 1387 و ساعت 1:44 بعد از ظهر |

«بسم الله الرحمن الرحیم»


ميلاد موعود 

دوازدهمين پيشواي شيعيان، بنابر مشهورترين اقوال، در شب جمعه نيمه شعبان سال 255 ق. در شهر سامرا ديده به جهان گشود1. بنا به گفته شيخ مفيد(م 413 ق.) پدرش امام حسن عسکري جز او فرزندي نه پنهان و نه آشکار به جا نگذاشت و او را نيز در پنهان و خفا نگهداري فرمود.2
 مادر بزرگوار آن حضرت بانويي شايسته به نام »نرجس3« بود که به نام هاي ديگري چون »سوسن4«، »صيقل5« يا »صقيل« و »مليکه6« نيز  ناميده شده است7. او دختر »يوشعا« پسر قيصر روم و از نوادگان »شمعون« يکي از حواريان مسيح بود که به طريقي معجزه آسا از سوي خداوند براي همسري امام يازدهم برگزيده شد.8
 خلاصه ماجرا از اين قرار است:
هنگامي که »نرجس« در روم بود خواب هاي شگفت انگيزي ديد، يک بار در خواب پيامبر عزيز اسلام9 و عيساي مسيح را ديد که او را به عقد ازدواج امام حسن عسکري درآوردند، و در خواب ديگري، شگفتي هاي ديگري ديد و به دعوت حضرت فاطمه زهرا3 مسلمان شد، امإ؛ اسلام خود را از خانواده و اطرافيان خويش پنهان مي داشت. تا آنگاه که ميان مسلمانان و روميان جنگ درگرفت و قيصر خود به همراه لشکر روانه جبهه هاي جنگ شد. »نرجس« در خواب فرمان يافت که به طور ناشناس همراه کنيزان و خدمتکاران به دنبال سپاهي که به مرز مي روند برود، و او چنين کرد و در مرز برخي از جلوداران سپاه مسلمانان آنان را اسير ساختند و بي آنکه بدانند او از خانواده قيصر است همراه ساير اسيران به بغداد بردند.
اين واقعه در اواخر دوران امامت امام دهم حضرت هادي روي داد9، و کارگزار امام هادي نامه اي را که امام به زبان رومي نوشته بود به فرمان آن گرامي در بغداد به نرجس رساند و او را از برده فروش خريداري کرد و به سامرا نزد امام هادي برد، امام آنچه را نرجس در خواب هاي خود ديده بود به او يادآوري کرد، و بشارت داد که او همسر امام يازدهم و مادر فرزندي است که بر سراسر جهان مستولي مي شود و زمين را از عدل و داد پر مي سازد. آنگاه امام هادي نرجس را به خواهر خود »حکيمه« که از بانوان بزرگوار خاندان امامت بود سپرد تا آداب اسلامي و احکام را به او بياموزد و مدتي بعد نرجس به همسري امام حسن عسکري درآمد.10
 
ادامه را در ادامه مطلب بخوانید ...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مرصاد در جمعه هفدهم شهریور 1385 و ساعت 7:25 بعد از ظهر |

«بسم الله الرحمن الرحیم»


دليل تولد امام زمان (عليه السلام) 

به چه دليل امام زمان (عليه السلام) متولد شده اند؟

عقيده به مهدويت و منجي جهاني در اسلام امري مسلم است و در ديگر اديان هم وجود دارد; اما به چه دليل حضرت مهدي (عليه السلام) متولد شده اند، نه اين که در آخرالزمان به دنيا خواهند آمد؟

دليل عقلي و نقلي قطعي داريم بر اين که حضرت مهدي (عليه السلام) قبل از شهادت پدر بزرگوارشان امام حسن عسکري (عليه السلام)، متولد شده اند:

1 ـ دليل عقلي: با توجه به سه مطلب ذيل عقل هر انسان منصفي حکم مي کند به اين که امام زمان (عليه السلام) متولد شده و هم اکنون زنده هستند:

الف) در علم کلام به اثبات رسيده که «هيچ گاه زمين نمي تواند از حجت الهي، خالي باشد.» در روايات هم به اين مطلب تصريح شده است، در روايت است «لو بقيت الارض بغير امام لساخت» اصول کافي، ج 1، ص 179. اگر زمين بدون امام باشد، فرو مي رود و نابود مي شود.

ب) در علم کلام ثابت شده است «که امامان معصوم بعد از پيامبر (صلي الله عليه وآله وسلم) دوازده نفر بيش تر نيستند و همگي از خاندان پيامبر (صلي الله عليه وآله وسلم) مي باشند.» روايات هم در اين مورد فراوان است.

ج) «يازدهمين امام معصوم ـ حضرت امام حسن عسکري (عليه السلام) ـ در سال 260 هجري قمري در شهر سامرا به شهادت رسيدند،» اين از مسلمات تاريخ است.

نتيجه ي اين سه مقدمه اين است که حضرت مهدي (عليه السلام)، قبل از شهادت امام حسن عسکري (عليه السلام) تولد يافته و به مقام رفيع امامت رسيده اند، و گرنه زمين از حجت و امام خالي خواهند ماند.

2 ـ دليل نقلي:

الف) روايات: در روايات آمده است که حضرت مهدي (عليه السلام)، نهمين فرزند امام حسين (عليه السلام) است، ششمين فرزند امام جعفر صادق (عليه السلام) است، پنجمين فرزند امام موسي بن جعفر (عليه السلام) است، چهارمين فرزند امام رضا (عليه السلام) است، سومين فرزند امام محمد تقي (عليه السلام) است، و فرزند امام حسن عسکري (عليه السلام)است. مجموع اين روايات بيش از 780 مورد است.

از مجموع اين روايات استفاده مي شود که حضرت مهدي (عليه السلام) متولد شده اند، زيرا حضرت امام حسن عسکري (عليه السلام) در سال 260 هجري قمري به شهادت رسيدند.

ب) نقل تاريخي: مورخان شيعه و سني جريان تولد حضرت مهدي (عليه السلام) و زمان و مکان آن را ضبط کرده اند. مروج الذهب، ج 4، ص 199 ـ ينابيع المودة، ج 3، ص 114.

ج) ملاقات حضرت: از زمان تولد حضرت مهدي (عليه السلام) تا اين زمان، افراد زيادي حضرت را ملاقات کرده اند، مانند: حکيمه خاتون ـ عمه ي امام حسن عسکري (عليه السلام)ـ که شب تولد حضرت در خانه ي امام حسن عسکري (عليه السلام) بودند و جريان تولد را شاهد بودند. ينابيع المودة، ج 3، ص 114. غيبت شيخ طوسي، ص 141.

ابو نصر خادم، حضرت مهدي (عليه السلام) را در گهواره ملاقات نموده است. کشف الغمه، ج 2، ص 499 و اثبات الهداة، ج 7، ص 344. سعدبن عبدالله قمي در زمان حيات امام حسن عسکري (عليه السلام) با جمعي براي زيارت امام حسن (عليه السلام)به سامرا رفتند، در طرف راست امام کودکي را مشاهده نمودند که مانند ماه درخشان بود. پرسيدند: اين کيست؟ فرمود: «مهدي قائم آل محمد (صلي الله عليه وآله وسلم)است.» الزام الناصب، ج 1، ص 342.

در زمان غيبت هم افراد زيادي حضرت را ملاقات کرده اند، که در خصوص ملاقات با حضرت کتاب هايي نوشته شده است.بنابراين حضرت متولد شده اند و گرنه ملاقات با ايشان معنا نخواهد داشت.


التماس دعا ...

... غافر ...


نوشته شده توسط مرصاد در جمعه هفدهم شهریور 1385 و ساعت 7:19 بعد از ظهر |

«بسم الله الرحمن الرحیم»


وظايف عصر غيبت


با توجه به مجموع روايات، وظايف زير در زمان غيبت استنباط مى‏شود:

الف: صبر

در روايتى امام رضا عليه‏السلام مى‏فرمايد:

ما احسن الصبر و انتظار الفرج، اما سمعت قول الله تعالى «فارتقبوا انى معكم رقيب».(1) و قوله عزوجل: «فانتظروا انى معكم من المنتظرين،(2) فعليكم بالصبر، فانه انما يجيى‏ء الفرج على اليأس و قد كان الذين من قبلكم اصبر منكم.»(3)؛ چه قدر نيكو است صبر و انتظار فرج. آيا نشنيدى اين سخن خداوند را كه: فارتقبوا اِنّى معكم رقيب. و اين سخن او كه: فانتظروا اِنّى معكم من المنتظرين؛ «منتظر باشيد من هم با شما در انتظارم.» همانا فرج پس از نااميدى مى‏آيد و كسانى كه قبل از شما بودند صبورتر از شما بودند. تعبير «عليكم بالصبر» صراحت دارد، در اين كه وظيفه شيعيان در عصر غيبت، صبر بر فراق است.

ب: انتظار

هر چند از روايت بالا وظيفه انتظار نيز به خوبى معلوم مى‏شود، ولى درباره انتظار بايد گفت: پيامبر و ائمه اطهار با تأكيد بسيار بر اين امر پاى فشرده‏اند؛ در روايتى از پيامبر صلى‏ الله ‏عليه‏و ‏آله مى‏خوانيم كه فرمود: «افضل اعمال امتى انتظار الفرج»(4)؛ برترين اعمال امت من انتظار فرج است. على عليه‏السلام در پاسخ كسى كه از وى پرسيد: «اى الاعمال احب الى اللّه عزوجل؟» فرمود: «انتظار الفرج»(5)؛ كدام عمل نزد خداوند محبوب‏تر است. فرمود: انتظار فرج. در روايت ديگرى امام صادق عليه‏السلام مى‏فرمايد:

«اقرب ما يكون العبد الى اللّه عزوجل و ارضى ما يكون عنه اذا افتقدوا حجة اللّه فلم يظهر لهم و حجب عنهم فلم يعلموا بمكانه... فعندها فليتوقعوا الفرج صباحا و مساءً»(6)؛ نزديك‏ترين حالت بنده به خداوند و راضى‏ترين چيز نزد او اين است كه هرگاه حجت خدا از آن‏ها پنهان شود و برايشان ظاهر نشود و از آن‏ها پوشيده شود و مكانش را ندانند در اين هنگام صبح و شام منتظر فرج او باشند.

پر واضح است كه انتظار بر دو قسم است:

انتظار مي تواند منفي يا مثبت باشد .

در انتظار منفي ، منتظر بودن بيش‏تر به شكل منفى و همراه با سستى صورت مى‏گيرد، اما انتظار مثبت، پويا و همراه با علم و عمل است. مؤيد اين سخن، كلام امام سجّاد عليه‏السلام است كه مى‏فرمايد:

«المنتظرون لظهوره افضل اهل كل زمان، لان اللّه تعالى ذكره، اعطاهم من العقول و الافهام و المعرفة ما صارت به الغيبة عند هم بمنزلة المشاهدة، و جعلهم فى ذلك الزمان بمنزلة المجاهدين بين يدى رسول اللّه صلى ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله بالسيف، اولئك المخصلون حقا، و شيعتنا صدقا، و الدعاة الى دين اللّه سرا و جهرا»(7)؛ منتظران ظهور او برترين اهل هر زمانند؛ زيرا خداوند متعال به آنها عقل و فهم و شناختى عطا فرموده است كه غيبت در نزد آنان به منزله مشاهده گرديده است. و آنان را در آن زمان به منزله مجاهدان با شمشير در پيش روى رسول خدا صلى ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله قرار داده است. آنان حقيقتا خالصند و شيعيان راستين و دعوت كنندگان به دين خدا در پنهان و آشكارند.

منتظر واقعى در بعد علمى، آن چنان معرفتى دارد كه غيبت براى او همانند مشاهده است؛ يعنى در شناخت امام زمان خود، شك و ترديد ندارد و در بعد عملى آشكارا و نهان به دعوت و تبليغ مشغول است.

اگر منتظر منفى دست بر دست مى‏گذارد و به بهانه اين كه كارى از ما ساخته نيست و كارى براى زمينه سازى ظهور نمى‏كند، منتظر مثبت شب و روز بر علم و معرفت و عمل خود مى‏افزايد، خود را آماده ظهور مى‏نمايد، و تلاش دارد تا خود را از سنخ منتظر كند.

چكيده سخن آن كه در انتظار مثبت ايمان به غيب، گرايش به عدالت، تنفر از ظلم، اعتراف به حق و دعوت به خير و صلاح نهفته است.

ج: دعا

در برخى روايات عمده‏ترين وظيفه عصر غيبت را دعا دانسته‏اند؛ از جمله در توقيع اسحاق بن يعقوب كه به وسيله محمدبن عثمان دريافت شده است، فرمود: «و اكثروا الدعاء بتعجيل الفرج، فان ذلك فرجكم».(8)

د: انقطاع

در روايتى از امام صادق عليه‏السلام مى‏خوانيم كه فرمود: «ان هذا الامر لايأتيكم الا بعد اياس... همانا اين امر - ظهور مهدى(عج)- نمى‏آيد شما را مگر پس از نااميدى».(9) و در روايت ديگرى از امام رضا عليه‏السلام مى‏فرمايد: «فانه انما يجيى‏ء الفرج على اليأس و قد كان الذين من قبلكم اصبر منكم».(10) همانا فرج پس از نااميدى مى‏آيد و كسانى كه پيش از شما بودند صابرتر از شما بودند.

اين بدان معنا است كه تا بشريت چشم اميد به قدرت‏هاى غير الهى داشته باشد، عطش عدالت مهدوى در او وجود ندارد و آن گونه كه بايسته و شايسته است، مهدى‏جو و مهدى‏خواه نخواهد بود.

پي‌نوشت‌ها:

هود/ 93 . .1

بحارالانوار، ج 52، ص 129؛ اعراف / 71. .2

. بحارالانوار، ج 52، ص 129.3

. بحارالانوار، ج 52، ص 122.4

. بحارالانوار، ج 52، ص 122.5

. 6.بحارالانوار، ج 52، ص 95

. بحارالانوار، ج 52، ص 122، و يوم الاخلاص، ص 203.7

. بحارالانوار، ج 52، ص 92، و حايرى يزدى (بارحينى)، الزام الناصب، ج 1، ص 428.8

. بحارالانوار، ج 52، ص 111.9

. بحارالانوار، ج 52، ص 129 و 10.10


التماس دعا ...

غافر

تبیان

 

نوشته شده توسط مرصاد در پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385 و ساعت 12:20 بعد از ظهر |

«بسم الله الرحمن الرحیم»


 آيا امام زمان (عليه السلام) از اعمال و رفتار ما آگاه هستند؟

بنابر آنچه در قرآن مجيد و روايات معصومين(عليهم السلام)آمده است، همه ي ائمه و از جمله امام زمان (عليه السلام) از اعمال و رفتار ما آگاه هستند.

قرآن مجيد مي فرمايد: (وقل اعملوا فسيري الله عملکم ورسوله والمؤمنون ...) سوره توبه، آيه 105. بگو: هر عملي مي خواهيد انجام دهيد، پس خدا، رسولش و مؤمنان عمل شما را مي بينند ...

در رواياتي که در تفسير آيه آمده است، گفته شده که مراد از مؤمنان در اين آيه ائمه ي معصومين(عليهم السلام)هستند. پس اصل آگاهي امام زمان (عليه السلام) از اعمال و رفتار ما امري مسلّم است، ولي چگونگي حصول اين عمل از راه هاي مختلفي است از جمله:

1 ـ خداي تبارک و تعالي به ايشان چشمي داده است که همه چيز را مي بينند. حضرت عيسي (عليه السلام) ـ که بعد از ظهور امام زمان (عليه السلام)مي آيد و پشت سر آن بزرگوار نماز مي خواند ـ طبق گفته ي قرآن مجيد از آنچه مردم در خانه هايشان ذخيره کرده بودند و آنچه مي خوردند خبر مي داد، بدون اين که آن ها را در ظاهر ديده باشد سوره آل عمران، آيه 49.

با توجه به اين که مقام حضرت مهدي (عليه السلام) از حضرت عيسي (عليه السلام) بالاتر است، پس حتماً از اعمال و رفتار ما آگاهي دارد.

2 ـ ملائکه بر امام زمان (عليه السلام) نازل مي شوند و نامه ي اعمال بندگان را به حضرت مهدي (عليه السلام) عرضه مي کنند. در روايات آمده است که هفته اي دو بار نامه ي اعمال بندگان به امام زمان (عليه السلام) عرضه مي شود. در برخي از روايات مي خوانيم که در روزهاي دوشنبه و پنج شنبه نامه ي اعمال بندگان به حضرت عرضه مي شود «ان الاعمال تعرض علي النبي (صلي الله عليه وآله وسلم) في کل اثنين و خميس فيعلمها وکذلک تعرض علي الائمة (عليه السلام) فيعرفونها». بحارالانوار، ج 5، ص 329.

3 ـ ملائکه بر حضرت نازل مي شوند و اين علوم را بر ايشان القا مي کنند. غير از اين راه ها، ممکن است راه هاي ديگري هم باشد که ما از آن ها بي خبريم.

البته اين علم و آگاهي حضرت، به اعمال و رفتار ظاهري ما منحصر نمي شود، بلکه آن بزرگوار از نيت هاي ما هم آگاه است.


التماس دعا...

...غافر...

نوشته شده توسط مرصاد در جمعه دوم تیر 1385 و ساعت 11:9 قبل از ظهر |